محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
156
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وجل فعمل ) كسى كه از چيزى بترسد ، نشانههاى آن در عملش آشكار مىشود . ( و حاذر فبادر ) عطف تفسير به بند قبلى است . ( و أيقن فأحسن ) حق و دين را آنگونه كه هست ، شناخته و به بهترين شكل به آن پايبند است . ( و عبّر فاعتبر و حذّر فحذر و زجر فازدجر و أجاب فأناب و راجع فتاب و اقتدى فاحتذى و اري فرأى ) اين عبارات همگى ، يك معنا دارند و آن اينكه او از پندها اندرز مىگيرد . اندرز گاه ممكن است به آيه يا روايت يا حكمتى انجام شود و گاه ممكن است ، تجربهها به انسان اندرز دهند و اين نوع اندرز سودمندتر است و كسى كه از آنها سود نبرد ، مجرم و كمخرد است . ( فأسرع طالبا و نجا هاربا ) پرهيزكار از محرمات فرار كرده و به انجام واجبات اقدام ورزيده و راه سلامت گزيده است . ( فأفاد ذخيرة ) توشه براى روز آخرت انباشته است . ( و أطاب سريرة ) نيتى پاك و اهدافى سالم دارد . ( و عمر معادا و استظهر زادا ليوم رحيله و وجه سبيله و حال حاجته و موطن فاقته و قدّم أمامه لدار مقامه ) كارهاى نيك خود را توشه روز هولناك آخرت قرار داده است ؛ آن روز هدف هر رونده و كوشندهاى است و اقامت در آن جاودان و ماندگار است و نيازمندىهاى آن جز با توشه تقوا بر طرف نمىشود . ( فاتّقوا اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم له ) خداوند بندگان خويش را براى زندگى بهتر آفريده است و اين زندگى جز با تلاش و اخلاص بهدست نمىآيد . ( و احذروا منه كنه ما حذّركم من نفسه ) از معصيت خداوند پرهيز كنيد و از دستوراتش فرمان بريد تا به هدف بندگى نايل آييد . . . خداوند ، گنهكاران را